مخالفان اصلاحات در مخمصه بدي گير كردهاند. اينها با جماعت عظيمي از مردم مخصوصاً جوانان مصممي روبرو هستند كه نميدانند با آنها چه كنند. اگر چه حاكمان ناموفق سعي ميكنند از سانسور و منع و بعضاً زور عليه مخالفان خود استفاده كنند، اما حاكماني كه تلاش ميكنند خود را مردمي جلوه دهند، شرائط سختي را ميگذرانند. در ايران اسلامي ميليونها انسان علاقهمند به سرنوشت خود، به موضوع مهمي چون نتيجه انتخابات اعتراض داشته و دارند. در مقابل اين معترضين، كساني كه همه امكانات كشوري و لشكري در اختياشان هست، بي تدبيري نشان دادند و خود را وارد شرائطي كردند كه خلاصي از آن كار چندان آساني نيست.
اوّل اينكه به معترضين اجازه راهپيمائي قانوني ندادند.
دوّم اين كه رهبران احزاب و گروههاي معترض را دستگير نموده و برخلاف موازين تعريف شده در قانون و شرع با آنان برخورد كردند.
سوم اينكه جمعيت ميليوني مردم را خس و خاشاك ناميدند.
چهارم اينكه تجمعات و راه پيمائيهاي آنان را به شدت سركوب و تعداد زيادي از جوانان را دستگير و بخشي از آنان را روانه بازداشتگاههاي غير استاندارد و غير قانوني كردند و با آنان بد رفتاري نمودند تا جائی كه قرار شد با مسببان اين بد رفتاريها برخورد شود.
پنجم اينكه، تعدادي را در زندانها و خارج از زندانها كشتند و به جز معدودي از آنان به بقيه خانوادهها اجازه تشكيل مجالس عزاداري ندادند.
ششم اينكه تعداد زيادي از سران اصلاحات را كه سالم و تر تمييز دستگير كرده بودند با قيافههاي ضعيف و لاغر و چشمهاي بهت زده به دادگاه آوردند و از طريق تلويزيون به مردم نشان دادند.
هفتم اين كه اعترافاتي از آنان پخش نمودند كه نه قانوني و نه شرعي است و نه ارزش حقوقي و انساني دارد.
هشتم اين كه همه عوامل تبليغي و فرهنگي و رسانهاي و حتي چهرههاي نظامي خود را به كار گرفتند تا به مردم و به افكار عمومي بقبولانند كه اين اعتراضات، اعتراض نبوده بلكه انقلاب مخملي و كودتاي نرم و از اين دست پديدههاي عجيب و غريب بوده است.
نهم اين كه از هر مراسمي كه فكر ميكنند معترضين در محل آن مراسم جمع ميشوند جلوگيري به عمل ميآورند. مثل نماز جمعه تهران به اقامت آقاي هاشمي رفسنجاني، مراسم عزاداري در بهشت زهرا(س) و اخيراً مراسم احياء در حرم امام خميني(ره)...
دهم اينكه نيروهاي زيادي را در آماده باش دارند كه هر جا قرار است افرادي جمع شوند، آنان را سركوب كنند.
لطفاً يكبار ديگر به اين برخوردها و واكنشهاي دهگانه كه در دو سه ماه گذشته براي مقابله با مردم معترض به نتيجه انتخابات، اعمال كردند، نگاه كنيد و ببينيد كه يك دولت كارش با مردم خودش به كجا كشيده است؟!
اين دولت كه حاضر نشده با مخالفان خود، برخورد مسالميت آميز داشته باشد، تازه از مهرورزي و رأفت اسلامي هم دم ميزند. نام اين معجون را چه بگذاريم كه با واقعيت و حقيقت دمساز باشد.
از گذشته كه نميتوانيم بگذريم، اما اگر گذشتيم، حال و آينده را چه كنيم؟ اين دولتمردان كه اينقدر خود را حق جلوه ميدهند و مخالفان خود را ناحق و با هزاران شيوه ناصواب آنان را
ميكوبند ميخواهند با مساله مهمي كه فكر ميكنند صورت آن مسأله را پاك كردهاند چه كنند؟
آتش زير خاكستر را چه ميكنيد؟ امروز احياء شبهاي قدر را در حرم امام حذف كرديد، با احياءهای ديگر چه ميكنيد؟ فرض كنيد از همه مراسمي كه مخالفان شما ترتيب ميدهند، جلوگیری کنید. راهپيمائيهاي روز قدس در آخرين جمعه ماه مباك رمضان را چه ميكنيد؟ فرض كنيد كه اين راهپيمائي مهم و آبرومند را همچون راهپيمائيهاي برائت از مشركين مكه، از خيابانها به زير چادرها و يا تكيههاي دولتي برديد و يا موقتاً براي مصلحت نظام، آن را يكبار هم كه شده تعطيل كرديد، با مراسم عاشورا و تاسوعا چه ميكنيد؟ با عزاداريهاي پرجمعيت چه ميكنيد؟ با راهپيمائي 22 بهمن چه ميكنيد.
مگر اعتراضات پايان پذير است؟ باز فرض كنيم، همه اين مراسم و راهپيمائي را زير شديدترين تدابير امنيتی-كه معني سخت افزاري آن براي همگان روشن است- برگزار گرديد. خستگي نيروهاي انتظامي و بسيجي هميشه آماده باش را چه ميكنيد؟
من اگر بخواهم اين نوشته را با همينگونه پرسشها به پيش ببرم صدها سوال ديگر و « چه ميكنيد؟» ديگر در مقابل چشم شما مينشيند، همانگونه كه در ذهن ميليونها ايراني نشسته است.
برادارن مسئول! اولياي امور! اين راه به كجراه ميرود. به توصيه بزرگان دلسوز كه جزء اركان نظام بوده و هستند توجه كنيد. تجربه گذشته را در مقابل ديدگان خود قرار دهيد. با بگير و ببند و سركوب و جلوگيري از مراسم مذهبي مردم، در كشوري كه اينگونه مراسم در طول صدها سال برگزار شده و برگزار خواهد شد و جزء فرهنگ ديني و ملي مردم است، كاري از پيش نميبرد و به آرامش دست پيدا نميكنيد. تعطيلي20 ساله احياء در حرم امام خميني براي شما هزينه دارد. وقت آن نرسيده است كه به اين هزينهها پايان دهيد؟
20/6/88